>معلمان شهید>شهید حسين فلاح

 
 

حسين فلاح 

تهران  

:محل تولد

1332/11/12  

:تاريخ تولد

شلمچه  

محل شهادت :

1366/1/21  

تاریخ شهادت :

34  

طول مدت حیات:


هنوز به خاطر دارم دوازدهم بهمن ماه سال 1332 را، انگار همين ديروز بود که صداي گريه‌ي حسين و خنده‌ي اهل خانه‌ي محرم طنين‌انداز شد، و محرم چه با حسرت به او مي‌نگريست؛ روزها از پي هم گذشت حالا ديگر حسين کمي قد کشيده بود و همراه ديگر بچه‌هاي منطقه‌ي شهرري به مدرسه مي‌رفت، بارگاه ملکوتي حضرت عبدالعظيم حسني (ع) دلش را مي‌ربود، و هر از گاهي وسوسه مي‌شد، به زيارت اين شاگرد مکتب آله‌طه رود.
حسين همان روزها از سرگذشت اين بزرگ مرد تاريخ ياد گرفت که در مقابل ظلم سکوت نکند، کمي که بزرگتر شد و قد راست کرد، به رهبري امام امت (ره) با مشت گره کرده فرياد زد:« الله اکبر... مرگ بر شاه، استقلال آزادي جمهوري اسلامي.
مدرک ديپلم علوم تجربي را که از دبيرستان عظيميه گرفت،‌ دست بر شانه‌ي پدر انداخت و او را تنگ در آغوش فشرد. بايد براي مدتي از آن‌ها دورمي‌شد، خدمت نظام وظيفه که به پايان رسيد، درست يک هفته بعد از جمعه‌ي سياه سال 1357 ازدواج کرد، مادر چه ذوقي داشت و حسين چه زيبا در لباس دامادي.
آن روزها حسين در مغازه‌ي پدر کار مي‌کرد ولي مدتي بعد به استخدام آموزش و پرورش درآمد و در دبستان «موحدي» معلم امور تربيتي شد، سال 1364 به دانشگاه آزاد راه يافت و در رشته‌‌ي معارف اسلامي ادامه تحصيل داد. کمي بعد از طرف مسئولين آموزش و پرورش از او درخواست نمودند، تا در دبيرستان «جابر بن حيان» دبير ديني و قرآن باشد، چرا که متأسفانه انديشه‌ي گروهک‌ها در ميان آن‌ها رسوخ يافته بود و کمتر کسي امور تربيتي آنان را قبول مي‌کرد.
بالاخره بار سفر بست، سفر در جاده‌ي بي‌نهايت، و من در برگه‌ي هفتم بهمن ماه سال 1365 تقويمم نوشتم، حسين امروز راهي کربلا شد تا پروانه را بياموزد،‌ 40 شبانه روز سعي و مجاهدت، انگار حسين لقاالله را تجربه مي‌کرد، درست مثل موسي (ع) که چهل روز در کوه طور ماند و مثل نبي اکرم (ص) که چهل روز در طور به عبادت نشست.
نمي‌دانم چه رمزي در چهل بود که وقتي حسين برگشت، نگاهش، رفتارش، حتي نوع عبادتش با خدا فرق مي‌کرد، ديگر نمي‌توانست در شهر بماند، اين‌بار در دهمين روز فروردين ماه سال 1366 به جبهه اعزام شد و خدا يازده روز بعد او را به بارگاه خويش فرا خواند، حسين که به مولايش سيدالشهدا (ع) اقتدا کرده بود با تني بي‌سر، به آسمان پر گشود، اصابت خمپاره اين رعناجوان 34 ساله‌ي ايران را بر خاک انداخت.

 

وصيتنامه