>با خاطرات شهید>خصوصيات روحی1

 

 خاطرات

زندگينامه

 
           
تا آنجا كه من از تحولات روحي خودم به ياد دارم، از سن سيزده سالگي اين دغدغه در من پيدا شد و حساسيت عجيبي نسبت به مسائل مربوط به خود پيدا كرده بودم. پرسشها- البته متناسب با سطح فكري آن دوره- يكي پس از ديگري بر انديشه ام هجوم مي آوردند. در سالهاي اول مهاجرت به قم، چنان در اين انديشه ها غرق بودم كه شديداً ميل به تنهايي در من پديد آمده بود. حجره فوقاني {مدرسه} عالي را به نيم حجره اي دخمه مانند تبديل كردم كه تنها با انديشه هاي خودم به سر ببرم. {در همان ايام}گمشده خود را شخصيتي ديگر يافتم فكركردم كه روح تشنه ام از چشمه زلال اين شخصيت سيراب خواهد شد.. درس اخلاقي كه به وسيله شخصيت محبوبم در هر پنجشنبه و جمعه گفته مي شد و در حقيقت درس معارف و سير و سلوك بود، نه اخلاق به مفهوم خشك علمي، مرا سرمست مي كرد. بدون هيچ اغراق و مبالغه اي اين درس مرا آنچنان به وجد مي آورد كه تا دوشنبه و سه شنبه هفته بعد، خودم را شديداً‌ تحت تأثير آن مي يافتم. بخش مهم شخصيت من در آن درس و سپس در درسهاي ديگر كه طي دوازه سال از استاد «الهي» فرا گرفتم، انعقاد يافت و همواره خود را مديون او دانسته و مي دانم. راستي كه او روح قدس الهي بود…

 

 

 

تولد و کودکی

علم و تحصيلات

خصوصيات روحی1

خصوصيات روحی2

مبارزات

پيروزی انقلاب

شهادت