>با خاطرات شهید>مبارزات

 

 خاطرات

زندگينامه

 
           
بعد از واقعه معروف خراسان و کشتار خونين مسجد گوهرشاد حوزه علميه مشهد به کلي از بين رفت و تمامي علما دستگير شدند، هرکس آن وضع را ديد گفت:«ديگر اساساً از روحانيت خبري نخواهد بود» از من در اين جريان دعوت شد،‌ به عنوان نويسنده‌ نامه‌اي بنويسم،‌مردي که در آن محل رياست مهمي داشت، وقتي نامه را خواند و ديد که من هنوز پايبند عالم آخوندي هستم،‌ نصيحتانه به من گفت:«ديگر گذشت آن زمان که مردم به نجف يا قم مي‌رفتند و به مقامات عاليه مي‌رسيدند،‌ حضرت امير فرموده است:«فرزندانتان را مطابق زمان تربيت کنيد». آيا ديگران که پشت اين ميزها نشسته‌اند، 6 انگشت دارند؟» و اينگونه سعي نمود مرا از تحصيل در علوم حوزوي باز دارد، البته من به حرف او گوش نکردم و به قم رفتم،‌ پس از 18 سالگي در تهران اولين اثر علمي خود را به نام «اصول فلسفه» منتشر نمودم، در آن زمان ايشان به عنوان نمايندگي مجلس شوراي ملي فعاليت مي‌کردند، و نظراتش عوض شده بود،‌ وقتي کتاب مرا خواند از آن به طرز مبالغه‌آميزي تعريف نمود،‌ همانجا در دلم خطور کرد که « تو همان کسي هستي که مرا نصيحت مي‌کردي که دنبال اين حرفها نروم اگر آن زمان حرف تو را گوش مي‌کردم الان يک ميرزابنويس پشت ميز اداره بودم، در حاليکه تو الان اينقدر تعريف مي‌کني».

 

 

 

تولد و کودکی

علم و تحصيلات

خصوصيات روحی1

خصوصيات روحی2

مبارزات

پيروزی انقلاب

شهادت