>با خاطرات شهید>خصوصيات روحی2

 

 خاطرات

زندگينامه

 
           
7 الي 8 سال پيش مرا دعوت كردند كه در دانشگاه شيراز سخنراني كنم، يكي از استادها كه قبلاً طلبه بود، ولي مدرك دكتراي خود را از آمريكا داشت، پشت تريبون رفت تا مرا معرفي كند. پس از معرفي بنده گفت: «من اين جمله را با كمال جرأت مي گويم اگر براي ديگران لباس روحانيت افتخار است، ايشان افتخار لباس روحانيت است.» از اين سخن بسيار ناراحت شدم. وقتي پشت تريبون رفتم، پس از كمي صحبت، رو به آن شخص نمودم و گفتم: «آقاي ... من در تمام عمرم يك افتخار بيشتر ندارم، آن هم همين عمامه و عباست. من چه كسي هستم كه افتخار باشم؟ اين تعارفهاي پوچ چيست كه به يكديگر مي كنيم.» راوي:‌خود شهيد

 

 

 

تولد و کودکی

علم و تحصيلات

خصوصيات روحی1

خصوصيات روحی2

مبارزات

پيروزی انقلاب

شهادت