خيرات

استاد يك‌بار به من فرمودند كه شبي در عالم خواب ديدم كه از چهارراه مولوي دارم عبور مي‌كنم و ديدم كه مردي تكيه داده است به ديوار سينما تمدن و فرياد مي‌زند كه يك نفر به حرف من گوش بدهد. برگشتم و پرسيدم: چه مي‌گويي؟ گفت: من حاجي قافي‌تهراني صاحب اين سينما هستم. حالا دخترهاي من مالك اين‌جا شده‌اند و هيچ كس براي من خيرات نمي‌دهد. شماره تلفن من هم اين است. آقاي مطهري گفتند: من در خواب شماره تلفن او را حفظ كردم و زنگ زدم دخترهايش گفتند: درست گرفتيد و حالا ما چه مي‌توانيم بكنيم و به ما چه مربوط است.
استاد مطهري تا اين حد الهي بود كه اين جور الهامات هم به او مي‌شد.
راوي: حجةالاسلام شجوني

منبع: مجله ‌ي شاهد ياران صفحه‌ ي 24 فروردين و ارديبهشت 1385