شهيد جاويد

شب شهادت استاد مطهري بعد از نماز مغرب و عشا به منزل آقاي مطهري رفتيم. آقاي بهشتي هم آمدند كه ببينيم چه بايد بكنيم و تكليف چيست. در همان حين مسعود رجوي و موسي خياباني هم براي تسليت گفتن آمدند.
آقاي بهشتي گفتند: براي تشييع، ستادي تشكيل شود و به من و هادي غفاري گفتند كه مسئول اين ستاد باشيم. قرار شد برنامه‌اي در دانشگاه انجام شود و من از دانشگاه به قم نرفتم. احمد آقا گفتند: امام (ره) به قدري از شنيدن اين خبر متأثر شده بودند كه موهاي ريششان را مي‌كندند و وقتي مي‌گفتند مطهري پاره‌ي تن من بود، از صميم جان مي‌گفتند. اما براي هيچ كس اين قدر بي‌تاب و متألم نشدند. البته با موجي كه كتاب‌هاي مطهري به راه انداخت ايشان هرگز از بين نمي‌رود. بالاخره تيراژه‌‌ي كتاب‌ها متعلق به اوست و شايد بتوان تعبير شهيد جاويد را براي ايشان هم به كار برد.
راوي: حسين مهديان

منبع: مجله ‌ي شاهد ياران صفحه‌ ي 35 فروردين و ارديبهشت 1385