نماز اول وقت

برادر كوچكم محمد 6 ساله بود. يك روز پدر از او پرسيدند: «محمد! نمازت را خواندي؟» محمد گفت: بله پدر. پدر مي‌دانستند كه محمد در حياط مشغول بازي بوده و احتمالاً نماز نخوانده است. با درايت و ظرافت خاصي پرسيدند: "وقتي نماز مي‌خواندي كسي هم تو را ديد؟" محمد كه پسر بسيار تيزهوشي است، سريع جواب داد: به قدري حواسم به خدا بود كه متوجه نشدم كسي مرا ديد يا نه. پدر لبخندي زدند و گفتند: "آفرين به تو پسر خوب كه اين‌قدر به نماز توجه داشتي." پدر بعد از آن با تشويق‌هاي گوناگون كاري كردند كه نماز اول وقت او ترك نشد.
راوي: سعيده مطهري

منبع: مجله ‌ي شاهد ياران صفحه‌ ي 57 فروردين و ارديبهشت 1385