روح مطهر

طلاي معرفت

دست پليد شب


دست پليد شب

وقتي سپيده را
بر دوش مي کشيد
بر او هجوم برد
دست پليد شب
هر قطره خون او
بر سنگفرش صامت کوچه
خوش لحظه تولد خورشيد را
بشارت باد

        محمد رضا سهرابي نژاد 


طلاي معرفت

از آن صدا
که از پس ديوار جهل مي آمد
از آن صداي پست
که نام پاک تو را مي برد
تنها شديم
صدا چه سنج غريب يداشت
از حسن خصم بود
از سوي دوست مي آمد
براي دوست پيامي داشت
با مکر دشمنان
به دوست رسيدي
عدد شود سبب خير اگر خدا خواهد
خدا تو را مي خواست
وانتخاب
حق خدا بود
داناي عشق
ملاي معرفت و بيداري
کلاس، نيازمند حضورت بود
خدا تو را مي خواست
وانتخاب حق خدا بود
که حق، هميشه به حقدار مي رسد
از آن او بودي
به سوي او برگشتي

طاهره صفار زاده


روح مطهر

از آسمان عرفان تابنده، اختري رفت
وز کنج علم و ايمان ارزنده، گوهري رفت
سرباز پيشتازي از خيل عشقبازان
از صفحه شجاعت دلاوري رفت
استاد علم و حکمت، جويندة حقيقت
از کرسي فصاحت، والا سخنوري رفت
در گرانبهاي از عبر فضل و دانش
از بوستان تقوا سرو صنوبري رفت
گوينده شهيري، ارزنده فيلسوفي
روحاني فقيهي، فرهنگ گستري رفت
مرد جهاد و تقوا، وارسته اي ز دنيا
شب زنده پارسايي، روح مطهري رفت
سرچشمة معارف از علم و فضل و بينش
دانشوري توانا، استاد اکبري رفت
عدل الهي او خورشيد جاوداني است
تا ملک جاوداني با چهر انوري رفت
فرمود امام امت پژمرده نوگل من
از دست رهبر افسوس فرزند ديگري رفت
وحي و نبوت او سرچشمه معاني است
از مرتضي به دوران مرات و مظهري رفت
با گريه گفت رهبر: او پارة تنم بود
صد حيف کز کنارم رزمنده ياوري رفت

حبيب ا... معلمي